امان از ممد مایلی , فغان از علی دایی !!
او آنقدر تند و آتشين سخن ميگويد....
من اهل تظاهر نيستم. آيا تا بهحال من را ديدهايد كه روي نيمكت تسبيح دست بگيرم؟ نه تسبيح ميگيرم و نه آنكه در جاي ديگري كراوات ميزنم
علم روانشناسي و تجربه ميگويد: «عصبي هميشه بازنده است». چنين موضوعي كاملا در مورد محمد مايليكهن صدق ميكند. او آنقدر تند و آتشين سخن ميگويد كه گاهي حقيقت پشت لحن عصبياش پنهان ميشود و اين ذهنيت پديد ميآيد كه در حرفهاي او منطق وجود ندارد، اما واقعيت اين است كه برخي از صحبتهاي مايليكهن را بايد شنيد و سپس به آن خوب فكر كرد. او را ديروز در هتل المپيك و در حاشيه كلاسهاي مربيگري حرفهاي ديديم.
به محض آنكه متوجه شد از دنياي فوتبال هستيم، بهواسطه خبري كه چند ماه قبل از طريق اين روزنامه منتشر شده، به صراحت گفت:«با روزنامه دنياي فوتبال صحبت نميكنم.» اين ماجرا مربوط به خبري است با اين مضمون:«اين بود سادهزيستي آقاي مايليكهن!» كه به اين قضيه ميپرداخت كه در عرض يكسال، دريافت پنج اتومبيل در سايت ايرانخودرو بهنام مايليكهن ثبت شده است. با اينحال او پس از كمي سماجت سفره دل خود را براي ما گشود. او درحاليكه روي لباسش جاي دوخت حاصل از كندهشدن آرم دايي ديده ميشد، ميگويد: «اين چه لباسي است؟ ميخواهيد بروم بقيه لباسها را بياورم تا ببينيد چيست؟ نه جنس، نه رنگ و نه دوخت!» اما اين پايان حرفهاي او نيست، چون ادامه ميدهد: «من اهل تظاهر نيستم. آيا تا بهحال من را ديدهايد كه روي نيمكت تسبيح دست بگيرم؟
نه تسبيح ميگيرم و نه آنكه در جاي ديگري كراوات ميزنم. من همينم كه ميبينيد.» مايليكهن خيلي اكتيو و پرهيجان صحبت ميكند و انگار يادش رفته كه گفته بود با ما مصاحبه نخواهد كرد. او كه بهشدت به حقيقتگويي وابسته است، نميتواند آرام بگيرد. پس ميگويد: «تيمملي را نگاه كنيد كه به چه وضعي دچار شده است. در زمان مربيگري من درحاليكه ما از مقدماتي جامملتهاي آسيا صعود كرده بوديم در بازي آخر مقابل سوريه با آنكه اين ديدار كاملا تشريفاتي بود، 100هزار نفر به استاديوم آزادي آمدند، اما امروز و درحاليكه تيمملي بازيهاي بسيار حساس مقدماتي جامجهاني را برگزار ميكند، تماشاي مسابقه را رايگان هم كه اعلام ميكنند كسي حاضر نيست بازي تيمملي را تماشا كند. جالب است آن سالهايي كه سرمربي تيم بودم، بليت ورزشگاه گران هم شده بود.» اما مايليكهن حسابي از دست دنياي فوتبال شاكي بود، به حدي كه در لابهلاي صحبتهايش به آن خبر اشاره ميكرد: «من كي تبليغ سادهزيستي كردم؟ من كي گفتم با موتور اينور و آنور ميروم؟ ماشينهايي كه من از ايرانخودرو گرفتم، روي هم60 ميليون تومان هم نميشود. در ضمن مگر من هميشه نگفتهام كه هرچه دارم از فوتبال دارم؟» با تمام اين اوصاف محمد مايليكهن كه معمولا زود از كوره درميرود، هيچ برخوردي با ما نداشت و در انتها خيلي گرم خداحافظي كرد و رفت.
من اهل تظاهر نيستم. آيا تا بهحال من را ديدهايد كه روي نيمكت تسبيح دست بگيرم؟ نه تسبيح ميگيرم و نه آنكه در جاي ديگري كراوات ميزنم
علم روانشناسي و تجربه ميگويد: «عصبي هميشه بازنده است». چنين موضوعي كاملا در مورد محمد مايليكهن صدق ميكند. او آنقدر تند و آتشين سخن ميگويد كه گاهي حقيقت پشت لحن عصبياش پنهان ميشود و اين ذهنيت پديد ميآيد كه در حرفهاي او منطق وجود ندارد، اما واقعيت اين است كه برخي از صحبتهاي مايليكهن را بايد شنيد و سپس به آن خوب فكر كرد. او را ديروز در هتل المپيك و در حاشيه كلاسهاي مربيگري حرفهاي ديديم.
به محض آنكه متوجه شد از دنياي فوتبال هستيم، بهواسطه خبري كه چند ماه قبل از طريق اين روزنامه منتشر شده، به صراحت گفت:«با روزنامه دنياي فوتبال صحبت نميكنم.» اين ماجرا مربوط به خبري است با اين مضمون:«اين بود سادهزيستي آقاي مايليكهن!» كه به اين قضيه ميپرداخت كه در عرض يكسال، دريافت پنج اتومبيل در سايت ايرانخودرو بهنام مايليكهن ثبت شده است. با اينحال او پس از كمي سماجت سفره دل خود را براي ما گشود. او درحاليكه روي لباسش جاي دوخت حاصل از كندهشدن آرم دايي ديده ميشد، ميگويد: «اين چه لباسي است؟ ميخواهيد بروم بقيه لباسها را بياورم تا ببينيد چيست؟ نه جنس، نه رنگ و نه دوخت!» اما اين پايان حرفهاي او نيست، چون ادامه ميدهد: «من اهل تظاهر نيستم. آيا تا بهحال من را ديدهايد كه روي نيمكت تسبيح دست بگيرم؟
نه تسبيح ميگيرم و نه آنكه در جاي ديگري كراوات ميزنم. من همينم كه ميبينيد.» مايليكهن خيلي اكتيو و پرهيجان صحبت ميكند و انگار يادش رفته كه گفته بود با ما مصاحبه نخواهد كرد. او كه بهشدت به حقيقتگويي وابسته است، نميتواند آرام بگيرد. پس ميگويد: «تيمملي را نگاه كنيد كه به چه وضعي دچار شده است. در زمان مربيگري من درحاليكه ما از مقدماتي جامملتهاي آسيا صعود كرده بوديم در بازي آخر مقابل سوريه با آنكه اين ديدار كاملا تشريفاتي بود، 100هزار نفر به استاديوم آزادي آمدند، اما امروز و درحاليكه تيمملي بازيهاي بسيار حساس مقدماتي جامجهاني را برگزار ميكند، تماشاي مسابقه را رايگان هم كه اعلام ميكنند كسي حاضر نيست بازي تيمملي را تماشا كند. جالب است آن سالهايي كه سرمربي تيم بودم، بليت ورزشگاه گران هم شده بود.» اما مايليكهن حسابي از دست دنياي فوتبال شاكي بود، به حدي كه در لابهلاي صحبتهايش به آن خبر اشاره ميكرد: «من كي تبليغ سادهزيستي كردم؟ من كي گفتم با موتور اينور و آنور ميروم؟ ماشينهايي كه من از ايرانخودرو گرفتم، روي هم60 ميليون تومان هم نميشود. در ضمن مگر من هميشه نگفتهام كه هرچه دارم از فوتبال دارم؟» با تمام اين اوصاف محمد مايليكهن كه معمولا زود از كوره درميرود، هيچ برخوردي با ما نداشت و در انتها خيلي گرم خداحافظي كرد و رفت.
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت 16:41 توسط روشول
|