دو نوعروس به خاطر اختلاف با شوهرانشان با مراجعه به دادگاه خانواده مهريه هاي عجيبشان را به اجرا گذاشتند.
به گزارش خبرنگار ما در اين پرونده زني به نام آرزو كه فقط هشت ماه از شروع زندگي مشتركش با شوهرش كيارش مي گذرد به خاطر اختلاف با او به دادگاه خانواده مراجعه كرد و مهريه عجيبش را كه پنج هزار مرجان دريايي است به اجرا گذاشت. آرزو در رابطه با تصميمش به قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده گفت؛ تابستان سال گذشته هنگامي كه به همراه خانواده ام به شمال كشور سفر كرده بوديم با كيارش كه او نيز با خانواده به آنجا آمده بود، آشنا شدم. طي مدت يك هفته يي كه در آنجا بوديم من به دليل اينكه به تماشاي غروب خورشيد علاقه دارم هر روز به كنار ساحل مي رفتم. طي اين چند روز هر باري كه به ساحل دريا مي رفتم كيارش را مي ديدم به همين دليل باب صحبت باز شد. پس از چند ساعت گفت وگو او از من خواستگاري كرد و همانجا تصميم به ازدواج با هم گرفتيم. از آن به بعد ما به طور دائم با هم در تماس بوديم تا اينكه مصمم شديم دوستي مان را علني كنيم و روزي من موضوع خواستگاري كيارش را با خانواده ام در ميان گذاشتم. پدرم ابتدا با اين موضوع مخالفت كرد اما وقتي تعريف و تمجيدهاي مرا از كيارش شنيد و متوجه وضع مالي خوب او شد در نهايت رضايت داد و قرار شد كيارش و خانواده اش به خواستگاري بيايند. پيش از مراسم خواستگاري وقتي با كيارش درباره مهريه صحبت كردم او گفت هر چيزي را كه من به عنوان مهريه مشخص كنم او مي پذيرد. من هم كه واقعاً عاشق وي بودم و از سويي قصد داشتم مهريه ام منحصر به فرد باشد به خاطر آشنايي ام با كيارش در كنار دريا پنج هزار مرجان دريايي را به عنوان مهريه تعيين كردم.

آرزو ادامه داد؛ در نهايت پس از برگزاري مراسم معمول من و كيارش زندگي زناشويي خود را آغاز كرديم. ماه هاي ابتدايي به خوبي سپري شد تا اينكه به تدريج متوجه تماس ها و رفت وآمدهاي مشكوك كيارش شدم. وقتي در اين مورد با او صحبت كردم، شوهرم گفت؛ تماس هايش كاري است. من ابتدا به گفته هايش اعتماد كردم اما پس از چند هفته باز هم تماس هاي مشكوك او ادامه يافت. اين بار تصميم گرفتم موضوع را با دقت پيگيري كنم. چند بار گوشي موبايل او را كنترل و يكي دو بار نيز وي را تعقيب كردم و متوجه ارتباط او با زني ديگر شدم. از اينكه شوهرم مرا بازيچه قرار داده و از احساساتم سوءاستفاده كرده بود خشمگين شدم و تصميم گرفتم مهريه ام را به اجرا بگذارم.كيارش وقتي پي برد من از رازش مطلع شده ام و قصد به اجرا گذاشتن مهريه ام را دارم، اشتباهش را پذيرفت و قول داد جبران كند. اما من قبول نكردم چرا كه ديگر آن علاقه اوليه كه به او داشتم از بين رفته است.به دنبال اظهارات آرزو قاضي دادگاه براي انجام بررسي هاي بيشتر و همچنين شنيدن اظهارات كيارش ادامه رسيدگي به پرونده را به جلسه ديگري موكول كرد.در پرونده يي ديگر نوعروسي به نام ساحره كه مهريه اش 1357 شاخه گل رز است براي به اجرا گذاشتن آن به شعبه 267 دادگاه خانواده مراجعه كرد. او كه به خاطر سال تولدش اين تعداد گل را به عنوان مهريه تعيين كرده است با ارائه دادخواست به قاضي دادگاه گفت؛ چند ماه قبل كه براي خريدن يك اتومبيل به نمايشگاهي مراجعه كرده بودم با فردي كه ادعا مي كرد مدير آنجا است، آشنا شدم. او فرد خوش برخورد و با ادبي بود و در انتخاب خودرو به من كمك زيادي كرد و من از آن فروشگاه يك پرادو خريدم. طي چند مرتبه يي كه به نمايشگاه رفته بودم رفتارهاي فروشنده توجهم را به خود جلب كرد تا اينكه آن مرد به من ابراز علاقه كرد. نوعروس ادامه داد؛ روزي كه خودرو را تحويل گرفتم كامران مرد فروشنده با گرفتن شماره تماسم از من خواست فرصتي بدهم تا بيشتر با هم آشنا شويم. از اين ماجرا چند روزي گذشت تا اينكه كامران از من خواستگاري كرد. من ابتدا با بيان اينكه قصد ادامه تحصيل دارم با خواسته او مخالفت كردم اما در ادامه به خاطر شرايط مالي خوب وي و موقعيت شغلي اش جواب مثبت دادم.ساحره افزود؛ چند ماه از ازدواج مان گذشته بود كه به طور ناگهاني به نمايشگاه رفتم اما شخص ديگري را ديدم كه پشت ميز نشسته بود. وقتي از او سراغ كامران را گرفتم، وي گفت كامران را براي انجام كاري به بيرون فرستاده است. من كه از گفته آن شخص تعجب كرده بودم وقتي در اين باره از او سوال پرسيدم، فهميدم كامران فقط كارمند نمايشگاه است. همان جا از شدت خشم و عصبانيت تصميم گرفتم با جدايي از شوهرم مهريه ام را نيز به اجرا بگذارم. اين زن در حالي كه به شدت عصباني بود و دست هايش مي لرزيد، گفت؛ من به خاطر شرايط مالي خوبي كه داشتم مهريه ام را 1357 شاخه گل قرار دادم و حالا از اين تصميم پشيمان شدم. كامران مرد دروغگويي است و با طراحي نقشه يي حساب شده من را فريب داد. من ديگر طاقت زندگي با چنين مردي را ندارم. به دنبال اظهارات اين زن قاضي ادامه رسيدگي به پرونده را به وقت ديگري موكول كرد.