خاطرات دوران آلمان نازي، جعلي از كار درآمد !!
خاطرات دوران آلمان نازي، جعلي از كار درآمد
با گرگ ها زنده مي ماند تا كنون به هجده زبان ترجمه شده و يك فيلم نيز از روي آن ساخته شده است.
ميشا دفونسكا در اين كتاب مي گويد كه چطور از اردوگاه مرگ آلمان نازي گريخت و براي مدتي با گرگ ها زندگي كرد و يك سرباز آلماني را براي دفاع از خود كشت.
ميشا دفونسكا كه بلژيكي است و 71 سال سن دارد، هم اكنون در ماساچوست آمريكا زندگي مي كند. يك روزنامه بلژيكي براي اولين بار در مورد زندگي او تحقيق كرد و از حقيقت ماجرا با خبر شد.
خانم دفونسكا به دنبال تحقيقات اين روزنامه اعلام كرد كه يهودي نيست و كل داستان، ساختگي است.
او گفت كه نام حقيقي اش، مونيك دي وائل است اما از چهار سالگي تصميم گرفته تا اين بخش از زندگي خود را به فراموشي بسپارد.
خانم دفونسكا افزود: "پدر و مادرم آن زمان بازداشت شدند و مرا نزد پدربزرگم بردند. به من لقب دختر يك خائن را داده بودند، چون به نظر، پدرم تحت شكنجه حرف هايي را زده بود. من تمام عمر، خودم را يك يهودي احساس كرده ام."
او گفت: "كتابم اگر چه داستاني بيش نيست، اما داستان من است، واقعيت ندارد اما واقعيت من است. من برخي اوقات نمي توانم ميان واقعيت و دنياي داخلي خودم، تفاوتي قائل شوم."
وكيل نويسندۀ بلژيكي كتاب پر فروش"ميشا"، روز جمعه تخيلي بودن داستان ميشا را تاييد كرد.ميشا سرگذشت كودكي يهودي را به تصوير مي كشد كه در دوران جنگ جهاني دوم از دست نازي هاي آلمان فرار كرده و در جنگل در ميان گرگ ها مي زيسته است.
به گزارش خبرنگار سرويس بين الملل خبرگزاري انتخاب به نقل از سي.ان.ان؛كتاب ميشا دوفونسكا با عنوان "ميشا"سالهاي نسل كشي يهوديان را طي جنگ جهاني دوم به تصوير مي كشد.اين كتاب به 18 زبان ترجمه شده وفيلمي به زبان فرانسه از ان نيز تهيه شده است.
برپايۀ اين گزارش،ناتالي و مارك اوتندائل،وكلاي ميشا دفونسكا،اظهار داشته اند كه وي در كتاب خود خاطر نشان كرده است كه اين داستان اتو بيوگرافي نبوده و اوبراي پيدا كردن خانوادۀ خود در دوران جنگ جهاني دوم،1900مايل سرتا سر اروپا را پياده طي نكرده است.
وكلاي اين نويسنده بلژيكي در مصاحبه با اسوشيتد پرس به جمله اي از كتاب وي اشاره مي كنند كه او از تمام كساني كه مورد خيانت واقع شده اندعذر خواهي مي كند.
به گزارش خبرنگار سرويس بين الملل خبرگزاري انتخاب به نقل از سي.ان.ان؛ دفونسكا در كتاب خود مي نويسد؛ طي جنگ جهاني دوم زماني كه وي كودكي بيش نبوده است،نازي ها خانوادۀ او را دستگير كرده و او به ناچار به مدت چهار سال در جنگلها و روستاهاي اروپا سرگردان بوده است.
وي ناگهان خود را در كمپ يهوديان در ورشو يافته و در دفاع از خود يك سرباز نازي را به قتل مي رساند. او در كتاب خود مي نويسد كه وي از سوي دسته اي از گرگها حفاظت مي شده است.
دفونسكا در كتاب خود تاكيد مي كند كه اين يك داستاني تخيلي و فانتزي بوده و او هرگز براي يافتن خانواده اش طي جنگ جهاني دوم،از خانه اش در بروكسل فرار نكرده است.
دفونسكا گفته است كه نام حقيقي وي مونيكا دو وائل بوده و خانوادۀ وي در بلژيك در مبارزه و ايستادگي در برابر نازي ها توسط آنها دستگير و سپس به قتل رسيده اند.
او در جمله اي مي نويسد؛اين داستان من است.در حقيقت، داستان واقعي زندگي من نيست اما واقعيت من و تلاش من براي زيستن است.وي مي نويسد؛من از تمام كساني كه احساس مي كنند كه به آنها خيانت شده عذر خواهي مي كنم اما از شما مي خواهم كه اندكي خود را جاي من،دختر بچۀ 4 ساله اي كه گم شده است، بگذاريد.
خانوادۀ او توسط نازي ها دستگير شده و سرپرستي او را عمو و پدربزرگش بر عهده گرفتند.اما به دليل مقاومت خانواده اش در برابر نازي ها و نقشي كه در مبارزات داشتند موجب شده بود او خود را يك يهودي بداند و از سوي كساني كه سرپرستي وي را بر عهده گرفته بودند مورد تحقير و تهديد واقع شده و آنها او را دختر خائن خطاب مي كردند.
او مي گويد؛در بسياري مواقع شرايطي پيش مي آمد كه نمي توانست فرق ميان واقعيت و تخيل را از هم تميز دهد.
ناتالي اوتندائل،اظهار داشت كه او و برادرش هفتۀ گذشته در روزنامۀ عصر"LE SOIR"بلژيك به مواردي برخورده اند كه داستان وي را زير سئوال مي برد.
ناتالي اظهار داشت ؛با وجود اينكه براي ما خيلي سخت بود اما اين اطلاعات را در اختيار او قرار داديم و او با واقعيتهايي روبرو شد كه با تمام آنچه كه در طول اين 70 سال با آن زيسته بود ،مغايرت داشت.
دفونسكا هم اكنون در ماساچوست به سر مي برد و موريس ،همسر وي به بوستون گلاب گفته است كه او در اين رابطه اظهار نظر نخواهد كرد.فشار ها براي واداشتن وي براي دفاع از واقعيت داستان در هفته هاي اخير افزايش يافته است.
به گزارش خبرنگار سرويس بين الملل خبرگزاري انتخاب به نقل از سي.ان.ان؛ماكسيم اشتنبرگ،تاريخ نويس بلژيكي در مصاحبه اي با تلويزيون آر.تي.ال ،در اين رابطه گفت:من كارشناس روابط ميان انسانها و گرگها نيستم اما از زجري كه يهوديان طي جنگ جهاني دوم ،كشيده اند آگاه هستم.وي اظهار داشت كه خانوادۀ دفونسكا نمي تواند در آرشيوها وجود داشته باشد.
ماكسيم اشتنبرگ اظهار داشت كه خانوادۀ دو وائل يهودي نبوده و به عنوان يهودي نيز به ثبت نرسيده اند.
جين دانيال،ناشر امريكايي در سال 1990 پس از آنكه داستان را از زبان دفونسكا در كنيسه اي در ماساچوست شنيد،از وي خواست تا آن را بنويسد.
بر پايۀ اين گزارش،اختلافاتي ميان دفونسكا و جين دانيال بر اثر در آمد حاصل از اين كتاب بوجود آمد كه به دادگاه كشيده شد و دادگاه بوستون در سال 2005 ،دانيال را محكوم به پرداخت مبلغ 22.5 ميليون دلار به دفونسكا و قهرمان داستان او"ورا لي" كرد.
لي اظهار داشت؛زماني كه متوجه شد كه دفونسكا داستان زندگي او را نوشته است[خود را جاي وي جا زده است.]،شوكه شد.
دانيال روز جمعه گفت:او سعي خواهد كرد تا دادگاه را از راي خود منصرف كند .وي اظهار داشت كه او نمي توانسته پيش از انتشار كتاب دربارۀ آن تحقيق كند چراكه وي نام خانوادۀ او را نمي دانسته و از تاريخ و مكان تولد او بي خبر بوده است.
گفته مي شود كه جين دانيل هنوز جريمۀ تعيين شده از سوي دادگاه را پرداخت نكرده است.
