خواستگاري رونالدينيو در المپيك ماجرا از اين قرار است كه مهاجم تيممليبرزيل و باشگاه ميلان در جريان برگزاري رقابتهاي المپيك از بازيكن تيم فوتبال زنان سوئد خواستگاري كرده و با پاسخ منفي او روبهرو شده: رونالدينيو در پكن هر كاري كه دوست داشت، انجام داد. او بازگشت دوباره به ميادين را پس از ماهها دوري از فوتبال در اين دوره از رقابتها و با تيمملي برزيل تجربه كرد و در پكن كه هواداران بيشماري دارد، هرجا كه رفت با استقبال بينظير چينيها مواجه شد. رونالدينيو حتي يك روز تمام در دهكده المپيك دنبال كوبي برايانت، ستاره نامآشناي بسكتبال آمريكا ميگشت تا هر طور شده از نزديك او را ملاقات كند و حالا روزنامههاي محلي خبري را منتشر كردهاند كه به همه اين شيطنتهاي پديده برزيلي معنا و مفهوم متفاوتي ميبخشد. اگرچه اينبار او نه در نقش يك قهرمان، بلكه در قالب فردي كه با يك پاسخ منفي تلخ مواجه شده، معرفي ميشود. ماجرا از اين قرار است كه مهاجم تيممليبرزيل و باشگاه ميلان در جريان برگزاري رقابتهاي المپيك از بازيكن تيم فوتبال زنان سوئد خواستگاري كرده و با پاسخ منفي او روبهرو شده. بهگزارش سايت خبري لوكال سوئد، رونالدينيو كه با يك نگاه عاشق يوهانا آلمگرن شده بهحدي به او دل بسته كه حتي از او تقاضاي ازدواج كرده ، ولي پاسخ ورزشكار سوئدي به او تنها جمله «نه، مرسي!» بوده است. دليل اين آشنايي هم خيلي روشن و واضح بود، چراكه تيمهاي ملي برزيل و فوتبال زنان سوئد در يك هتل اقامت داشتهاند. آلمگرن خودش اين ماجرا را براي همه تعريف كرده و گفته است: «همه ما در صف ايستاده بوديم تا به هواداران امضا دهيم. رونالدينيو بيتفاوت از كنار همه چينيها رد شد و بهطرف من آمد. در چشمان من خيره شد و دستم را گرفت! خودم هم نميدانستم چه كار كنم.» در ابتداي اين ماجرا يوهانا فكر ميكرد همهچيز شوخي و خنده است، ولي بهتدريج متوجه شد كه قصد و غرض رونالدينيو جدي است. رونالدينيو كه بهسختي انگليسي حرف ميزند، با كمك مترجم سابق بارسلونا بهطور رسمي از آلمگرن خواست تا با او ازدواج كند. يوهانا اينگونه تعريف ميكند: «او انگليسي بلد نبود. اسپانيولي و پرتغالي من هم وحشتناك است و تقريبا با ايما و اشاره با هم حرف زديم. ناگهان مترجم در يك لحظه به من گفت كه رونالدينيو ميخواهد بداند آيا با او ازدواج ميكنم يا خير؟ كاملا شوكه شده بودم. خيلي سريع گفتم: نه!» روني بعد از اين ماجرا خيلي دلخور شد ولي يوهانا اصلا از پاسخ خود پشيمان نيست: «نامزدم آدام در سوئد منتظر من است. اگرچه بعد از اينكه ماجرا را براي او تعريف كردم، اطرافيانش مجبور شده بودند او را آرام كنند؛ چون كه خيلي سر اين موضوع عصباني و ناراحت شده بود.»
منبع:دنیای فوتبال
+ نوشته شده در پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 14:39 توسط روشول
|
سخنی با خوانندگان! حوادث سیاسی اخیر(انتخابات ریاست جمهوری و تبعات آن)و مطالب سیاسی که در این زمینه در وبلاگ ثبت شد(و با نارضایتی برخی از خوانندگان همراه شد)باعث یادآوری مطلبی هم برای خودم و هم برای خوانندگان این وبلاگ شد: این وبلاگ همانند دفترچه خاطرات من از اینترنت است و هر مطلبی که بنظرم جالب و خواندنی باشد در این وبلاگ قرار میگیرد.اما این دفترچه خاطرات خصوصی نیست و دیگران نیز قادر به خواندن مطالب آن هستند. پس:لطفا توقع نداشته باشید برای خوش آمد شما مطلبی را بنویسم یا مطلبی را حذف کنم چون در این صورت دیگر وبلاگ نویسی ارزش و جذابیتی برایم ندارد.(فکر میکنم یکی از فاکتورهای "ماندگاری" یک وبلاگ(با توجه به اینکه وبلاگ های زیادی را دیدم که بعد از مدت کوتاهی تعطیل شدند)این است که وبلاگ نویس برای دل خودش و با توجه به علایق و سلایق خودش بنویسد. بنابراین اگر روزی از مطالب این وبلاگ خوشتان نیامد فقط میتوانم به شما بگویم: خداحافظ! پی نویس:هنوز هم با عده ای مواجه میشوم که از نام روشول ایراد میگیرند.این نام صرفا بدلیل بار طنزی که بین دوستان دارد انتخاب شده است و ارزش دیگری ندارد!