7pwr9seaefo7rtej51r.jpg

در روزگاران دور گذشته در يك معبد قديمي استاد برزگي بود كه انديشه اي نويني را درس ميداد. در معبد گربه شيطاني بود كه به هنگام درس دادن استاد سروصدا ميكرد و حواس شاگردان را پرت ميكرد. استاد از دست گربه عصباني شد و دستور داد كه هر وقت كلاس تشكيل ميشود گربه را زنداني كنند. چند سال بعد استاد درگذشت و گربه همچنان در طول تدريس استادان ديگر زنداني ميشد تا اينكه گربه هم مرد. مريدان معبد گربه اي ديگر را گرفتند و آنرا در طول جلسات اساتيد ديگر زنداني ميكردند! قرنها گذشت و نسلهاي بعدي رساله ها در مورد تاثير زنداني كردن گربه ها بر تمركز دانشجويان نوشتند!