مسافر:آقا دست شما درد نکنه بنده همين کنار پياده ميشم!
راننده:بله؟حضرت آقا چيزي فرمودين؟!
مسافر:عرض کردم بنده همينجا پياده ميشم!
راننده:شوخي ميفرمائين؟
مسافر:نخير جانم! لطفا همينجا نگه داريد!
راننده:اينجا که نميشه آخه...
مسافر:چرا چرا! همينجا خيلي خوبه لطفا نگه داريد!
راننده:آخه...
مسافر:آقا معطل نکن! داره دير ميشه!
راننده:چشم آقا...بفرمائين...
مسافر:خيلي خوب بفرمائين کرايهء ما چقدر ميشه؟!
راننده:چي فرمودين؟!!!
مسافر:عرض کردم کرايه ما چقدر ميشه؟
راننده:حضرت آقا شوخي ميفرمائين ديگه؟!!
مسافر:نه برادر چه شوخيي؟ کرايتونو بفرمائين بدم خدمتتون..
راننده:آقا از ما دلخورين؟
مسافر:نه عزيزم چرا دلخور باشم؟ اتفاقا خيلي هم زحمت کشيدين...حالا بفرمائين کرايتون چقدر ميشه؟
راننده:کرايه چيه آقا من براي رضاي خدا اينکارو کردم! آقا اگه از ما ناراحتين تورو خدا بگين!
مسافر:نه جانم اصلا هم ناراحت نيستم و براي شما دعا هم ميکنم که خداوند شما را عاقبت بخير کند انشاالله...خوب کرايه را بفرمائين...
راننده:آخه آقا...
مسافر:باز که گفتي آخه... اصلا آقاي "طالقاني" شما بفرمائين ببينم که کرايهء از فرودگاه تا اينجا چقدر ميشه
طالقاني:آقا خيلي بشه ميشه پونزده تومن(تک تومني)
مسافر:بفرمائين اينم بيست تومن بخاطر اينکه خيلي اذيت شدين...راستي موقع برگشتن خيلي مراقب باشين که به جمعيت آسيبي نرسه...باز هم از شما ممنونم که زحمت کشيدين خدا نگهدار شما باشد...( و سپس بسرعت از آنجا دورشدند و راننده را که هاج و واج و مات و مبهوت به بيست تومان اسکناس در دستش خیره شده بود ترک کردند....)
وبدين ترتيب محسن رفيق دوست از صحنه نظام محو گرديد!!(افسوس که اين يک مطلب خيالي است و محسن خان هنوز مشغول محاسبه و دريافت آن کرايه ماشين است!راستي آقا محسن! کرايهء فرودگاه تا بهشت زهرا چقدره؟!!)

پی نویس:محسن رفیق دوست راننده ماشین امام از فرودگاه تا بهشت زهرای امروزی در روز ۱۲بهمن ۵۷ و رئیس سابق بنیاد مستضعفان و جانبازان است.
پی نویس۲:مرتضی رفیق دوست برادر وی نیز همانی بود که بعد از اختلاس ۱۲۳میلیارد تومانی با نفوذ محسن از حکم اعدام فرار کرد.