شهربَراز،shahrbaraz (مرگ: ۶۳۰ م.)، پادشاه ساسانی. نام اصلی او «فرُخان» بود و «شهربراز» لقب او. «شهربَراز» یا شهروَراز به معنای «گراز کشور» یا «گراز امپراتوری» است و اشاره‌ای است به مهارت نظامی و جنگاوری وی و نیز پیروزی‌های پیاپی وی در جنگ‌ها و نبردها. زیرا در ایران باستان گراز نماد ایزد بهرام است که ایزد جنگ و پیروزی است (همان طور که در میان رومیان مارس یا همان مریخ نماد جنگ بود).

شهربراز در زمان خسرو پرویز سمت اسپهبد داشت و یکی از فرماندهان بزرگ ارتش ایران بود که با روم (بیزانس) جنگید و پیروزی‌های شایانی به دست آورد از جمله اورشلیم را گرفت و صلیب راستین را - که به اعتقاد مسیحیان عیسی مسیح بر آن به صلیب کشیده شده بود - به تیسفون پایتخت شاهنشاهی ایران ساسانی فرستاد. شهربراز سپس مصر را در سال ۶۱۶ م. و همچنین لیبی را تسخیر كرد و پس از چند سده دوباره قلمروی ایران را به گستردگی زمان هخامنشیان رساند. شهربراز پس از این به پایتخت امپراتوری روم شرقی (بیزانس) یعنی کنستانین‌آباد یا کنستانینوپل (قسطنطنیه) روی آورد وبا کمک آوارها(از قبایل ژرمن) این شهر را محاصره کرد و نزدیک بود که تومار امپراتوری بیزانس را در هم بپیچد. اما در این زمان گویا هراکلیوس دست به نیرنگی زد و نامه‌ای به شهربراز رساند که طبق مضمون آن خسرو پرویز دستور کشتن شهربراز را صادر کرده بود. شهربراز نیز فریب خورد و ارتش خود را کنار کشید و بدین ترتیب هراکلیوس توانست با همراهی نیروی دریایی غربی(رم) امپراتوری روم بوزانطه را نجات دهد. این اقدام باعث رنجش ایرانیان و دیگر سپاهیان ایران از شهربراز و کناره‌گیری وی از صحنه‌ی جنگ و سیاست شد.

سرعتی که شهربراز و شاهین، دو سردار خسروپرویز سوریه، فلسطین، آناتولی، مصر و حتی لیبی دوردست را تسخیر کردند حیرت‌انگیز بود.


پس از مرگ خسرو پرویز و آشفتگی‌های دربار ساسانی، شهربراز در زمان سلطنت اردشیر سوم که کودکی بیش نبود به تیسفون لشكر كشید و نایب السلطنه شد. اردشیر بعد از یكسال و نیم سلطنت گویا به دست شهربراز كشته شد. با این كه شهربراز از خاندان شاهی نبود به پیروی از بهرام چوبین و وستهم - دو اسپهبد دیگر ایران - بر تخت شاهی نشست. ولی چند تن از نجبای هواخواه خاندان ساسانی از جمله ماهیار، زادان‌فرخ و پوس‌فرخ قیام كردند و در نهم ژوئن ۶۳۰ م شهربراز را كشتند.